موضوع :
ضعف منطق و برداشت نادرست از شش واژه قرآنى(وهابي)
شاهكار مهمّ اين مذهب در مسأله توحيد و شرك است و
همان گونه كه گفتيم برگرفته از عقايد «ابن تيميّه دمشقى» مى باشد.
«محمّد
بن عبدالوهّاب» در
رساله «كشف
الشبهات» در اين
باره سخنى دارد كه خلاصه اش چنين است:
1ـ توحيدى كه اسلام به آن دعوت كرده توحيد در عبادت است، زيرا
مشركان عرب توحيد خالق را قبول داشتند و مى گفتند عالم همه مخلوق خداست (وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَّنْ خَلَقَ
السَّماوَاتِ وَالاَْرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ).(1)
«هر
گاه از آنها سؤال كنى چه كسى آسمان ها و زمين را آفريده؟ مى گويند:
خداوند تواناى دانا
!»
و در جاى ديگر مى فرمايد: (قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِّنَ السَّمَاءِ
وَالاَْرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالاَْبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَىَّ
مِنْ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ
1.
زخرف، آيه 9.
مِنْ الْحَىِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ
الاَْمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ).(1)
«بگو:
چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مى دهد؟ و چه كسى مالك گوش ها و
چشمهاست؟ و چه كسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مى آورد و چه
كسى امور (جهان) را تدبير مى كند؟ مى گويند: خدا! بگو: پس چرا تقوا پيشه
نمى كنيد؟!».
با توجّه به اين آيات مشركان عرب، خالق جهان و رازق بندگان و
مدير و مدبّر عالم را خداوند يگانه مى دانستند. پس شرك آنها در چه بود؟ اشكال
كار آنها فقط در توحيد عبادت بود يعنى بت ها و بعضى از صالحان را پرستش
مى كردند. به تعبير ديگر مشركان عرب هرگز منكر توحيد خالق و رازق و ربّ
العالمين نبودند، بلكه مشرك در عبادت خدا بودند و اسلام آنها را به «عبادت» خداوند
يگانه دعوت فرمود.
2ـ مفهوم «شرك» آن است كه انسان غير خداوند يگانه را بخواند و
براى حلّ مشكلات به او پناه برد (به عنوان مثال يا رسول الله و يا ابوبكرا،عمرا،عثمانا،علي
بگويد) زيرا قرآن مجيد مى گويد: (فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً).(2)
3ـ اگر كسى از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) يا هر كس از
پيشوايان اسلام و صالحان شفاعت بطلبد كار او شرك است! و جان و مال او بر موحّدان
مباح است! زيرا او مشرك است و هر مشركى مهدورالدم و المال و
1.
يونس، آيه 31.
2.
جن، آيه 18.
النساء مى باشد. قرآن مجيد
مى گويد: (قُلْ
للهِِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً لَّهُ مُلْكُ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ ثُمَّ
إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ).(1)
«بگو:
شفاعت به طور كامل از آن خدا است، حكومت آسمان ها و زمين از آن او است سپس به
سوى او باز مى گرديد».
4ـ به علاوه مشركان عرب هنگامى كه به جهت بت پرستى مورد
اعتراض واقع شدند گفتند (مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللهِ زُلْفَى).(2)
«ما
بت ها را تنها براى اين پرستش مى كنيم كه ما را به خدا نزديك كند» و هرگز پيغمبر اكرم(صلى الله
عليه وآله)اين سخن را از آنها نپذيرفت.
بنابراين پرستش آنها نسبت به بت ها براى خالق و رازق
بودن آنها نبود بلكه فقط براى شفاعت بت ها عندالله بود، پس هر كس غير خدا را
شفيع بداند مانند مشركان عرب است و جان و مال او مباح است!!
اين بود عصاره كلام آنها در مسأله توحيد و شرك.
نقد و بررسى
در واقع تكيه گاه عمده «وهّابيّون» در كتاب هاى مختلف در
بحث توحيد و شرك همان چند آيه بالاست كه در همه جا به آن استناد مى جويند، و
سعى دارند، از كنار ساير آيات قرآن به سادگى بگذرند،
1.
زمر، آيه 44.
2.
زمر، آيه 3.
و آنها را ناديده بگيرند، يعنى در
برابر قرآن به طور كامل گزينشى عمل كنند.
در ضمن براى اين كه علماى مخالف را كه با آيات ديگر قرآن
خطاهاى آنها را روشن مى سازند، خلع سلاح كنند در يك ادّعاى بى سابقه
مى گويند، تمام آياتى كه ديگران براى ردّ اين برداشت در مسأله «توحيد و شرك»
به آن استدلال كرده اند از آيات متشابه است! و تنها آياتى كه آنها به آن
استناد جسته اند از محكمات قرآن است!!(1)
در يك بررسى دقيق اين نكته به دست مى آيد كه خطا و اشتباه
و برداشت نادرست وى از «شش واژه قرآنى» سبب شده كه همه مسلمين را به جز پيروان
عقايد خود مشرك بشمرند و حكم كفر آنها را صادر كنند.
و متأسّفانه جهان اسلام براى خطاى آنها در تفسير اين شش واژه،
بهاى سنگينى را تاكنون پرداخته است، چه خون هاى مقدّسى كه از مسلمانان بر
زمين ريخته شد؟ و چه اموال هنگفتى كه به غارت رفت؟ و حتّى امروز هم آن وضع در بعضى
از مناطق ادامه دارد كه نمونه هاى آن در زمان حكومت طالبان در افغانستان و در
بمب گزارى هاى بسيار وحشتناك و بى رحمانه در عراق در صفوف اهل سنّت و
شيعه، و حتّى در عربستان سعودى در «رياض» و «الخبر» ديده شده است.
1.
شرح كشف الشبهات، صفحه 74.
چرا آنان حاضر نيستند با ديگر
علماى اسلام، علماى الازهر، دمشق، قم و نجف به بحث منطقى بنشينند تا حقايق روشن
شود.
چرا بحث هاى آنها همچون پاسخ هاى بعضى از پيشوايان
آنها كه با جمله «ايّها المشرك الجاهل» آغاز مى شود و گوينده با پيشداورى
خود، طرف مقابل را نخست مهدورالدم و مشرك و نادان شمرده سپس با او بحث
مى كند، هنوز ادامه دارد؟!
چرا آن گونه كه قرآن دستور داده، حاضر نيستند بحثى دوستانه بر
اساس (فَبَشِّرْ
عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)(1) ميان علماى وهّابى و ديگران
آغاز گردد؟!
كه اگر چنين مى كردند اين همه خون هاى پاك مسلمين
ريخته نمى شد و اموال آنها به غارت نمى رفت، و دشمنان بر آنها مسلّط
نمى شدند و اقلّيّت كوچك صهيونيست همه چيز آنها را به بازى نمى گرفت.
معلوم نيست چه جوابى در برابر خدا براى روز قيامت و عندالميزان و الحساب آماده
كرده اند؟
به هر حال اين شش كلمه سرنوشت ساز عبارتند از:
1ـ شرك و مشرك (در قرآن مجيد)
2ـ إله (در لا إله إلاّ الله در قرآن مجيد)
3ـ عبادت (در قرآن مجيد)
4ـ شفاعت (در قرآن مجيد)
1.
زمر، آيات 17-18.
5ـ دعا (در قرآن مجيد)
6ـ بدعت (در قرآن و حديث)
|