موضوع :
تفسير ابن تيميه ازآيات شفاعت
ازتفسير ايشان چنان استنباط مي شود كه درخواست شفاعت از
رسول اكرم در دنيا جائز است،شيخ ابن تيميه در كتاب فتاواي خود در
تفسيرآندسته ازآيات كه دال بر منع شفاعت دارند،و بواسطه آن سودي
عايد نمي شود واز طلب آن نهي شده است تحليل وتوجيهات بساير نفيس
ودانشكندانه دارد،هر چند به ظاهر اين آيات مورد استدلال آن عده مي
باشند كه مي گويند دردنيا طلب شفاعت ازپيغمبر جايز نيست،ولي بنا به
تحليل وتوجيه شيخ ابن تيميه استدلال آن جماعت به اين آيات در جاي
خود نيست واز موضوع ومقام خود خارج كرده اند،واين استدلال را صحيح
نمي پندارند.
شيخ ابن تيميه مي گويد:آنانكه منكر شفاعت هستند به آيات ذيل
استدلال كرده اند
1-} وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ
وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ{ الآيه سوره بقره48.«بترسيد ازروزي كه
كسي ازطرف كسي چيزي نمي دهد وهيچ شفاعتي از او قبول نمي شود
واز او عوضي قبول نمي گردد».
2-} وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ { الآيه«از او هيچ
عوضي قبول نخواهد شد وشفاعت هم براي او سودي ندارد».
3- } مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ { الآيه سوره غافرآيه
18.«براي ستمكاران هيچ دوست صميمي وهيچ شافعي مقبول القولي
نيست».
4-} فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ { الآيه سوره مدثر آيه 48«شفاعت
شفاعت كنندگان براي آنان سودي ندارد».
جواب اهل سنت به اين استدلال اين است كه مورد ادعاي شما از
مفاهيم اين آيات از دو نظر مردود است:
اول اين عدم قبول شفاعت در مورد مشركان وكافران است چون
خداوند مي فرمايد.} مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ *
وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَكُنَّا نُكَذِّبُ
بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ * فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ {سوره
مدثر(48-42)از حال مجرمان سؤال مي شود چه چيز شما را به جهنم
داخل گردانيد؟گويند ما از نمازگزاران نبوديم،وفقير را اطعام نمي
كرديم،وبا اهل باطل وارد مي شديم،روز جزا را تكذيب مي كرديم،تا
مرگ برما آمد،پس شفاعت شافعان نفعشان نمي دهد.
پس اين جماعت از شفاعت نهي شده اند،وشفاعت براي آنها سودي
ندارد چون كافر هستند.
دوم-شفاعتي نهي شده است كه مشركان وكسانيكه شبيه آنان هستند
از اهل كتاب ومسلمانان بدعت گذار به آن معتقد بودند وخيال مي كردند
بعضي از مخلوق به اندازه از خدا نزديك هستند وچنان داراي شأن ومنزلت
مي باشند مي توانند بدون اذن خداوند براي هركس كه بخواهند شفاعت
نمايند ودرست مانند شفاعت بعضي از مردم درنزد بعضي ديگران است آن
شخص كه شفاعت نزد او آمده است،شفاعت شفيع را قبول مي كند،يا از
او مي ترسد ويا چشم انتظاري دارد،يعني معامله مخلوق با يكديگر را در نظر
دارند.
بدين صورت مشركين بعضي از مخلوق را از قبيل ملائكه وانبياء
وصالحين ويا مجسمه وتصاوير وغيره را شفيع قرار مي دهند ومي گويند
اينان از خواص وزبدگان خداوند هستند،وآيات قرآني از اين گونه
شفاعت نهي كرده وآنرا ممنوع دانسته است.
مي گويم:اين عين عبارات وكلام شيخ ابن تيميه است،و بطور
آشكار حقيقت وماهيت آندسته ازآيات قرآن مجيد كه معاندان ومنكران
طلب شفاعت به انها استدلال ورزيده اند ومي گويند شفاعت در دنيا از
پيغمبر درست نيست ويا اينكه مي گويند اين اعتقاد شرك وگمراهي است
به خوبي روشن نموده وتفسير واضح كرده است وخلاصه وگزيده كلام ابن
تيميه اين است:كه شفاعت به حال مشركان منفعتي ندارد واين آيات
قرآني در اين قضيه است:
ويا اينكه شفاعتي را نهي كرده است كه اهل شرك وبدعت به آن
اعتقاد داشته وآنرا ثابت شده مي دانند ومي گويند شافع مالك آن است
وبدون اجازه واذن خداوند حق تصرف درآنرا دارند.
واين تفسير شيخ ابن تيميه،بعون خداوند متعال درست وعين اعتقاد
وباور ما مي باشد،چون ماهم مي گوئيم طالب شفاعت از حضرت رسول ص
اگراعتقادش براين باشد ويا ظن ببرد كه پيغمبر بدون اذن خداوند شفاعت
مي كند،اين اعتقاد كفر وشرك است ودراين باره هيچ گونه شك
وترديد به خود راه نمي دهيم،حاشا وكلا،ثم حاشا وكلا ثم حاشا كه اين
اعتقاد را داشته باشيم وآيا اصلاً بردلمان عبور كند كه هيچ شفيعي بدون
اذن واجازه خداوند كتعال شفاعت نمايد.
ما وقتي شفاعت را طلب مي كنيم كاملاً اعتقاد وباورمان بر اين است
كه هيچ شفيعي بدون اذن ذوالجلال،سبحانه وتعالي نمي تواند شفاعتي را
انجام دهد ومستقيماً هيچ كاري بدون اجازه باري تعالي از او صادر نخواهد
شد،وهمچنين است بقيه تقاضاها از قبيل دخول به بهشت وآشاميدن آب
از حوض كوثر،و آرزوي عبور ازپل صراط وغيره همه بدون اذن خداوند
وتا موقع خود كه خداوند براي آن معين ومقدر كرده است انجام نمي
پذيرد،و هركس كه كمترين تقوي را داشته باشد، ويا كوچكترين طلبه
كه كتابهاي سلف را مطالعه كرده باشد اين امر بر او مخفي وپنهان نيست،
خداوندا گوش دلهايمان را شنوا وبصيرت ما را منور گردان،آمين.
|