موضوع :
دليل تبعيت از چهار مذهب اهل سنّت
اي جوان مسلمان، با چشم خود مي بينيد كه در اين دنيا، عالم
ديني،آهنگر،نجار،پزشك،و...وجود دارد وبازمي دانيد كه دانستن
همه چيز به صورت كامل براي يك فرد امكان پذير نيست، ولي
مي گنجد از هر چيزي،به چيزي بداند.
بديهي است،كه مراجعه به نجارو يا دندان پزشك به منظورعلاج
چشم درد صحيح نيست،چون به قول معروف،هركسي رابهركاري
ساخته اند،بنا براين هرانساني با تخصّّّّّصي كه دارد كارمي كند پس
بدانيد بنيا نگذار قانون مذ كورخداوندبزرگواري است كه ميفر مايد:
«وَما كَانَ المُؤمِنونَ لِيَنفرُوا كافّةَ فَلَولا نَفَرٌ مِن كُلِّ فرقَةٍ مِنهُم طَائِفَة
لِيَتَفَقَّهُوا في الدّينِ وَلِيَنذُروا قَومَهُم إذا رَجَعُوا إليهِم»-توبه/122.
«نبايد مسلمانان عموما ًبراي جهاد قيام كنند، بلكه بايد ازهرقبيله
ايي ازآنان گروهي براي آموختن علم قيام كنند ،تا شريعت اسلام را
بياموزندوآنرا به مسلماناني كه ازجهاد بازمي گردند تفهيم نمايند».
اي جوان مسلمان،بخوبي مي دانيد با وجود اين كه جهاد عاليترين
شعاراسلام است،خداوند متعال عزيمت عموم مسلمانان را به ميدان
جهاد منع كرده ودستورفرموده است، تاعده اي ازما براي آگاهي از
مسائل ديني،به تحصيل بپردازندوآنرابراي مسلمانان توضيح دهند.
(براي حصول اطمينان به ص293ج8-تفسيرقرطبي مراجعه كنيد).
اي جوان مسلمان،هم چنانكه نمي گنجد همه مردم پزشك وآهنگر
و...و باشند، باز نمي گنجد كه همه ايشان آنچنان عالمي باشند كه
قرآن وحديث را درك نمايند. پس پزشك براي تهيه در و پنجره بايد
به جوشكاردروپنجره سازواو نيز براي معالجه ي بيماري به پزشك
مراجعه نمايد،ايشان وسايرمردم براي سؤال ديني لزوماً بايدبه علما
ديني رجوع كنند،زيراآنان همان گروهي هستندكه بفرمان همين آيه
براي درك شريعت اسلام قيام كرده اند. پس بايد بدانيد كه ازعصر
اصحاب تا امروز،مسلمانان از علماي دين استفتاء نموده، آنان نيز
جواب گويشان بوده اند و مردم برحسب پاسخ ايشان عمل كرده اند.
همين عمل كردن را تقليد يعني تبعيت مي نامند.لذا،برمبناي رأي و
تصميم اكثريت دانشمندان شرع وحديث،هركسيكه فاقدقدرت اجتهاد
باشد بر او واجب است كه در احكام عمليه از يكي از اين چهارامام
تقليد نمايند، زيرا قرآن مي فرمايد:« فَسئلوا أهلَ الذكرِ إن كُنتُملا
تعلَمُونَ»-نحل/143از علماي دين بپرسيد اگرنمي دانيد.نگا:( تحفة
المريد ص82)و(اللامذهبية أخطر بدعة تهدد الشريعة الأسلامية،
ص71).
همچنين امام ابن صلاح شهرزوري نقل مي كند كه اجماع منعقد
شده براينكه تقليدازغيراين چهارمذهب حتي براي عمل لنفسه جايز
نمي باشد،پس قضاوت وافتاء به غير آنها قطعا ً باطل است، زيرا
مطمئا ًنيستم كه مذاهب ديگر با سند عاري از دستكاري به صاحبا
نشان وصل شده باشند.نگا:(بقية المستردشدين،ص8).
[خواننده گرامي اكنون بايدبدانيم تقليدازابن تيميه،محمدبن عبدالوهاب،
قرضاوي وامثال ايشان به معناي خرق اجماع و مخالفت با سواد
اعظم مسلمانان است. دراينجا نكته جالبي ازاستاد محمد بداقي رح
به ذهنم رسيد كه ذكرآن مناسب ومفيد است.ايشان درخطاب شخصي
كه ادعاي مجتهد بودن قرضاوي را داشت،فرمود:فرض مي كنيم كه
قرضاوي شما بزرگترين مرد قرن 14ومجتهد است،و امام شافعي
بزرگترين مردقرن دوم ومجتهدبودند.والبته همگان مي دانند كه بنا به
شهادت پيامبرص مسلمانان سه قرن اوليه اسلام ازسايرامت اسلام
بهترند.پس اگرقراراست كه ما مقلد ونوكر باشيم، آيا بهترنيست كه
مقلد ونوكر شافعي باشيم؟ م .]
اي جوان مسلمان،براي اطمينان ازوجود تقليد درعصرپيامبرص
و اصحاب رض توجه شما را به حديثي از ايشان جلب مي نماييم.
«عَن ابن عَباس رضي الله عنهما: لمَّا بَعَثَ النَّبيُّ ص مُعَاذا ً نَحوَ
اليَمَنِ قَالَ لهُ انَّكَ تَقدِمُ عَلي قَوم مِن أهل الكِتابِ، فَليَكُن اوَّلَ مَا تَدعُو
هُم اِلي ان يُوَحِّدُوا الله، فَاِذَا عَرشفُوا ذَلِكَ فَأخِبرهُم: اِنَّ اللهَ فَرَضَ
عَلَيهِم خَمسَ صَوات...إلخ» - روايت بخاري.
«هنگامي كه پيامبرص حضرت معاذ را روانه يمن كرد، به او
گفت: توبه ميان قومي مي روي كه اهل كتابند،پس ابتدا آنان را به
يكتا پرستي دعوت نما،وآنگهي كه به وحدانيت خدا آشنا شدند وبه
ايشان اعلام كن، كه خداوند،پنج نماز را برشما واجب نموده و...
اكنون نقطه اتكاي ما درحديث مذكورلفظ«فَأخبرهم»است زيرا
وظيفه ي واجب عالم ديني مانند آن صحابه، ابلاغ فرمان خدا و
پيامبرص مي باشد واين معناي فتواست.لذا همچنانكه مردم يمن از
اين صحابه ي گرانقدر پيروي مي كردند، درحالي كه مي توانستند
به مدينه بيايند و امور ديني خويش را از شخص پيامبرص ياد
بگيرند،بر ساير مسلمانان نيز واجب است كه از پيشواي ديني
(مجتهد)پيروي نمايند،به دليل اينكه علماي دين وارث پيامبرانند.
|