موضوع :
گروه خوارج
اينك اي جوان مسلمان،اين موضوع را به دقت مطالعه كنيد تا
بدانيد كه خوارج يكي از 72 گروه گمراه شده مي باشد.
خوارج در زمان حضرت علي رض [بعداز ماجراي حكميت]
ظهوركرده ونام شراة يعني خريداران بهشت يا خود فروشان خدا
ي بزرگ،را براي خود انتخاب كردند. ولي مسلمانان ، ايشان را
خوارج - خارج شدگان از دايره ي اهل سنت وجماعت - ناميدند.
ريشه ي خوارج به مرد بي ادبي به نام حرقوص، ملقب به
ذوالخويصره درزمان پيامبرص بازمي گردد.ماجرا از اين قرار
بودكه پيامبرص بعدازغزوه ي حنين، مشغول تقسيم غنائم دربين
مسلمانان بود كه اين بي ادب به ايشان اعتراض كرد وگفت:«يا
رسول الله إتَّق اللهَ، يا رسول الله إعدل» -اي پيامبر ازخدا بترس
وغنائم را عادلانه تقسيم كن.
پيامبرص فرمود:«اگرمن عادل نباشم چه كسي عادل است؟
آنگاه حضرت عمر وحضرت خالدبن وليد گفتند:اي پيامبردستور
بفرما تا گردنش را بزنيم پيامبرص فرمود:ازاو دست برداريدكه
از شالوده ي مذهب اوگروهي،قرآن مي خوانند ولي از گردنشان
تجاوزنمي كند.مسلمانان رامي كشند وازكافران اعراض مي نمايند.
اگر من زنده بمانم، مانند قوم عاد آنان را نابود مي كنم».تا آخر اين
سه حديث اي كه در بخاري ومسلم روايت شده اند .
سپس هنگامي كه حضرت علي وحضرت معاويه مصالحه كردند
وبرتشكيل هيأت تحكيم تصميم گرفتند وحضرت ابوموسي اشعري
به عنوان نماينده ي حضرت علي در اين هيأت تأيين شد،يك گروه
متحيركه عددشان 12هزار نفر بود ،از لشكرحضرت علي منشعب
وشعار(لا حكم إلا الله)را سر داده،وتهمت كفررا به امام نسبت دادند
چون به تشكيل هيأت تحكيم راضي شده بود.آنها مي گفتند:علي بايد
ازكفرش توبه نمايد،كه درآنصورت مجددا ًبه سپاه اوملحق مي شويم.
سپس روزي حضرت علي خطبه اي خواندوعملكرد خوارج را
مورد اعتراض قرار داد.عده اي از آنان برعليه حضرت قيام كرده
و گفتند:(لا حكم إلا الله)-يعني داوري وحكميت فقط از آن خداست.
آنگاه حضرت در جوابشان فرمود:شما بر ما، سه حق داريد:
1-شما را ازمساجد منع نمي كنيم،تا ذكرخدا را درآنها بجا آوريد.
2-ازغنائم و دستاوردهاي اسلام محرومتان نمي كنيم،مادامي كه
با ما باشيد.
3-با شما نمي جنگيمفتا زماني كه با ما نجنگيده ايد.
لكن خوارج از كارهاي نارواي خويش دست برنداشته،به نحوي
كه خودراازامورجزئي وناچيزبرحذرداشته ودرعين حال زشتترين
اعمال را مرتكب مي شدند.
براي نمونه روزي عبدالله ابن خباب بن ارت همراه همسرش به
گروهي از خوارج برخورديديد كه يكي ازآن ها در زيردرخت دانه
خرمايي را دردهان نهاد ولي همراهانش ازاو خشمگين شدند، چون
بدون اجازه ي صاحبش آن را خورده بود.همچنيني يكي از آن ها
خوكي را كشت كه خشم همراهانش را برافروخت، چون آن خوك-
كه غذاي اهل ذمه بود- را كشته بود.آنگاه خطاب به عبدالله گفتند:
نظرشما راجب علي چيست؟ در جواب گفت:راه علي درست و او
از شما عالم تر وبراي اسلام متقي تر است. با شنيدن اين جواب
وي را جلوي چشمان همسرش سر بريدند وشكم همسرش را دريد
ند واو را با جنينش به قتل رساندند.
آري كشتن خوك راحرام،ولي كشتن يك مسلمان صحابي زاده را
حلال مي دانستند.حضرت علي هنگامي كه از اين موضوع با خبر
شدند، خود را براي مقابله با آنان آماده كرد واز ايشان خواست كه
قاتلان مجرم را تحويل دهند. ولي خوارج با درخواست حضرت
مخالفت كرده وگفتند:ما به صورت دسته جمعي عبدالله و همسرش
را به قتل رسانده ايم.زيرا مال وكشتن شما حلال مي دانيم. گروه
خوارج آنگاه كه دريافتند،امام دست بردارشان نيست تدريجاًمتفرق
شدند.به نحوي كه ازمجموع12هزارنفرتنها چهارهزارنفردرميدان
جنگ با امام حاضر وبه مدت كمي همه آنان به هلاكت رسيدند، و
فقط نه نفر توانستند خودرا نجات دهند.سرانجام عده ايي ازخوارج
تصميم گرفتند كه حضرت علي ومعاويه وعمر وبن عاص رض را
ترورنمايند.بدين ترتيب«عبدالرحمن ابن ملجم»براي ترورحضرت
علي معين گرديد.بالاخره اين خارجي روسياه،بامداد روز هفدهم ماه
رمضان سال40 ه ق،در جلوي خانهي امام، با شمشيرضربتي را بر
فرق سر مبارك ايشان وارد كرد كه بر اثر اين زخم كاري، در روز
يكشنبه حضرت وفات فرمودند -إنَّا لله وَ إنَّا إليهِ رَاجِعونَ.
براي آگاهي بيشتر از اين موضوع نگا:(نور الأبصار /98 الي
104( همچنين(الخلفاءالراشدون،صص 430و442و445).
نكته:شركت كردن حضرت ابوموسي اشعري درهيأت«التحكيم»
سبب شد كه خوارج با قبيله اشعري ومذهب اشعري مخالفت ورزند
زيرا امام اشعري از خانواده ي اين صحابه ي بزرگوار بودند. |