موضوع :
(3-2توسل ودرخواست ازخدا با وساطت نيكوكاران:
»عَن انَس رض:انّ عُمَراستَسقَي بالعَبَّاس رض فَقَالَ:اللَّهُمَّ اِنَّا كُنَّا
نَتَوَسَّلُ اِلَيكَ بِنَبِيِّنَاص فَتَسقِينَا،وَاِنّانَتَوَسَّلُ اِلَيكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسقنَا ،قَالَ
فَيُسقَونَ-« روايت بخاري.
»حضرت عمردردعاي طلب باران فرمود:خدايا،ما زماني بوسيله
پيامبرمان به تو توسل مي جستيم و توبراي ما باران مي فرستادي.
اكنون نيز به عموي ايشان توسل مي نماييم، خدايا برايمان باران
بباران.درنتيجه برايشان باران باريد.«
نكته:نصّ جمله ي»كُنَّا نَتَوَسَّلُ اِلَيكَ بِنَبِيِّنَا «دالّ بر اين است كه
سواي نابينا،سايراصحاب نيز به پيامبر متوسل شده اند.
ازآنجايي كه خوارج و معتزله معاصر،توانايي مقابله با اين دليل
قوي راندارند،به توجيهات سردرگم كننده متوسل شده و مي گويند:
توسل حضرت عمربه حضرت عباس عموي پيامبرص ازاين جهت
بودكه رسول الله وفات فرموده بودند وتوسل به مرده، ولو پيامبر هم
باشد جايزنيست.
درپاسخ مي گوييم:مااهل سنّت،معتقديم كه هيچ انساني اعمّ از زنده
ومرده،توان آفرينش هيچ چيزي راندارد.بنابراين هيچ زنده و مرده
ايي شريك خدانخواهد شد. منتهي برخي افراد درحال حيات و ممات،
دوست ومحبوب خدايندوخاطرشان پذيرفتني است واين وصف شرك
نيست. لذ ا گفته ي شما ادعاي بي جا و فاقد اعتباربوده و نسبت به
حضرت عمررض يك بهتان است.
خموش فكران نادان مي خواهند با هوس خويش حديث صحيح
پيامبررا انكاركرده وازاعتباربيندازند.والفاظ»عمّ نبينا« درحديث مذ
كوربه وضوح دال براين است كه توسل به حضرت عباس به خاطر
اين بود كه عموي پيامبراست.همچنان كه خود حضرت عباس نيزدر
دعايش فرمود»:وَقَد تَوَجَّهت بِيَ القَومُ اِلَيكَ لِمَكَانِي كِن نَبِيِّكَ ص«
روايت زبيربن بكاردرالانساب.
»خدايااين مردم به وسيله من به توپناه آورده اند،چون با پيامبرت
نسبت خويشاوندي دارم.«نگا):سبل الاسلام،ج 2،ص(81و) حقيقة
التوسل والوسيلة،ص(66و)مفاهيم يجب أن تصحح .(151/
پس اگرهدف حضرتعمررض رعايت احترام وخاطرخواهي پيامبر
نبود،بعدازوفات آن حضرت ص نيزاصحاب بزرگترو محترم تراز
حضرت عباس ازجمله حضرت عثمان وحضرت علي در قيد حيات
بودند،به عموي ايشان توسل نمي جست.
به ياري خداوند بزرگ،احاديث صحيح ديگري رادرباب توسل به
پيامبربعدازوفات ارائه مي دهيم.
|